خانه بپاها شب عید ندارند

به گزارش وبلاگ ورزشی، عادل 3 سال است که نگهبان این ساختمان بلندمرتبه در یکی از فرعی های زعفرانیه است، از سبزوار آمده. سرایدار ساختمان، فامیلش بود و او بود که سفارش عادل را کرد. از همان وقتی که چند خانه را در همین کوچه خالی کردند، ساکنان به فکر افتادند علاوه بر سرایدار، یک نگهبان هم برای ساختمان استخدام نمایند.

خانه بپاها شب عید ندارند

وبلاگ ورزشی- بدبینی لازمه کار ماست. آدم خوشبین و زودباور اصلاً به درد این کار نمی خورد. باید حواس مان شش دانگ جمع باشد. به همه هم مشکوک باشیم تا خدای ننموده شرمسار نشویم.

عادل این ها را می گوید و طبق عادت، نگاهش را تا ته کوچه می گرداند. کوچه در بعد از ظهر روز آدینه خلوت است. اینجا روزهای تعطیل همین طور است. عیدها که اصلاً نصف کوچه خالی می گردد. همه می روند سفر، آنوقت است که سرایدارها و خانه بپاها باید دو تا چشم دیگر قرض بگیرند تا به قول عادل شرمسار مردم نشوند.

عادل 3 سال است که نگهبان این ساختمان بلندمرتبه در یکی از فرعی های زعفرانیه است، از سبزوار آمده. سرایدار ساختمان، فامیلش بود و او بود که سفارش عادل را کرد. از همان وقتی که چند خانه را در همین کوچه خالی کردند، ساکنان به فکر افتادند علاوه بر سرایدار، یک نگهبان هم برای ساختمان استخدام نمایند.

عادل حالا 3 سالی هست کارش این است که توی دکه جلوی در بنشیند و حواسش به عبور و مرورها باشد و شب ها گشتی اطراف بزند و اگر مورد مشکوکی دید، سوت را به دهانش نزدیک کند و خودش هم گوش به زنگ باشد. کارش توی تعطیلات، خصوصاً تعطیلات نوروز بیشتر می گردد: اینجا بالای شهر است.

همه می روند مسافرت خارج. مثل دهات ما نیست که فوقش دو روزه تا مشهد بروند و برگردند. مثلاً خانواده دکتر فلانی از قبل عید می روند و تا بعد تعطیلات برنمی گردند، همواره هم اروپا. بقیه هم دیگر هیچ جا نروند، تا ترکیه می روند. بروند، خدا به همراه شان ولی اگر کسی مراقب خانه و زندگی شان نباشد، اینجور خیال شان راحت نیست.

عادل 38 ساله، زن و دو بچه اش را شهرش جا گذاشته: اینجا هیچ وقت مرخصی ندارم. یعنی نمی گردد ول کرد و رفت. البته اگر کسی را جای خودم بگذارم، می توانم بروم اما آن هم خیلی دنگ و فنگ دارد. به هرکسی هم نمی گردد اعتماد کرد. مگر اینکه خود سرایدار ضمانت کند که جای من حواسش به همه چیز باشد. عیدها اما اصلاً نمی گردد، حتی یک روز هم مرخصی نمی دهند. اصل کار ما همین عیدهاست.

بچه های کوچک عادل بهانه پدرشان را می گیرند اما به قول عادل، چاره ای نیست. آنجا که پول درنمی آید، باید ساخت دیگر. حقوق ماهانه عادل 2 میلیون تومان است.

جعفر رزمی کار است. می گوید کمربند مشکی دارم. 29 ساله است و مجرد. دو سال است از شهرکرد آمده تهران و حالا نگهبان شرکت دارویی حوالی ستارخان است. شرکت باز هم نگهبان دارد اما جعفر شیفت شب است: من این کار را دوست دارم. مربی کاراته هم بوده ام در شهر خودمان، اما تهران کار آن طوری پیدا نمی گردد.

یعنی هست اما درآمد ندارد. الان مربی بدنسازی باشی، خوب است اما توی تهران ورزش رزمی هوادار ندارد. من بدنسازی کار می کنم خودم. و بعد دستی به بازویش می کشد. قد متوسط و هیکل ورزیده دارد: توی شرکت کلی جنس دارند. به هرحال توی عید که کلش را تعطیلند باید خیال شان راحت باشد. من معمولاً چند روز مانده به عید می روم سر می زنم به خانواده ام و قبل سال تحویل برمی گردم. توی این دو سال این طور بوده.

سال جاری فکر نمی کنم فرصت بگردد. تأکید نموده اند تکان نخورم. تا حالا با کسی درگیری فیزیکی داشته ای؟ می گوید: آن که بله. دو بار درگیری شدید داشتیم. یک بار تنها بودم و یک بار هم با آن یکی نگهبان شرکت دوتایی بودیم. بیشتر دنبال دله دزدی بودند. می خواستند بیایند توی پارکینگ، دنبال دوربین ها بودند. دوربین ها را می نمایند و می برند و هرچیزی که گیرشان بیاید. الان شرکت ها همه نگهبان شب دارند.

جعفر می گوید خیلی ها حسرت همین کار را دارند. از شهرستان زنگ می زنند که اگر کار بود خبرشان کنم: جوان بیکار توی شهر ما زیاد است. قبلاً پسرها خیلی زود ازدواج می کردند اما الان خود من با 29 سال سن مجردم. خیلی جاها نگهبان افغان را ترجیح می دهند. ما خودمان توی شرکت یک نگهبان افغان داشتیم که چند وقت پیش برگشت افغانستان. با این حقوق دیگر برایشان صرف نمی نماید. جعفر ماهی یک میلیون و 750 هزار تومان حقوق می گیرد.

نگهبان شب و روز احتیاجمندیم. آگهی را از سه هفته پیش داده اند اما هنوز دو نفری را که لازم دارند، پیدا ننموده اند، نه نگهبان شب و نه نگهبان روز. خیلی ها البته متقاضی کار بوده اند اما انتخاب راحت نیست. طرف باید ضامن معتبر داشته باشد و سفته بدهد و آدرس خانواده اش معلوم باشد. این ساختمان مسکونی در خیابان الهیه، سرایدار دارد اما کار نگهبانی فرق می نماید. محمودی، رئیس هیأت مدیره ساختمان خودش برای متقاضیان گزینش ترتیب می دهد و نهایت سختگیری را هم به خرج می دهد.

پارسال عید سفر بودم که خبر رسید خانه دو تا از همسایه های طبقه اول را خالی نموده اند. هردویشان هم سفر بودند. یکی شان تازه عروس و داماد بودند اتفاقاً و سفر خارج از کشور بودند.

یکی دیگر از همسایه ها هم خانه اش خالی شده بود، در کار عتیقه است و آپارتمانش هم پر بود از اجناس عتیقه و فرش. ضرر زیادی خورده بود. خانه زوج جوان هم طلاها و هدیه های عروسی شان بود که همه را با بقیه وسایل برده بودند. خلاصه برگشتیم و دیدیم بله، واحدها را جارو نموده اند و رفته اند. پلیس به سرایدار مشکوک شد.

ما خودمان رفتیم و وساطت کردیم که امکان ندارد این آقا چنین کاری نموده باشد، به او اعتماد کامل داریم. چند سال بود پیش ما کار می کرد و هیچ چیز بدی از او ندیده بودیم. تا به حال هم چنین اتفاقی نیفتاده بود و مورد اعتماد همه بود. اصلاً کلید برخی واحدها را داشت و موقعی که نبودند، به حیوان خانگی شان رسیدگی می کرد.

آخرش هم معلوم شد، کار خودش است. با همکاری پسرعمویش این کار را نموده بود. اصلاً باورمان نمی شد. الان ساختمان سرایدار جدید دارد اما نگهبان هم ضروری است. از اواخر بهمن آگهی داده ایم اما تا حالا اشخاص مورد نظر را پیدا ننموده ام. حقوق در نظر گرفته شده برای هر نگهبان، یک میلیون و 900 هزار تومان به اضافه جای خواب و غذاست.

نزدیک عید، تعداد آگهی استخدام سرایدار و نگهبان به طور محسوسی بیشتر می گردد. این را می گردد از گشتی در سایت های پربازدید درج آگهی فهمید؛ خیلی ها درست همین موقع احتیاج به نگهبان پیدا می نمایند تا محل کار یا منزل شان را در برابر سارقان مصون نمایند. خیال شان راحت باشد که وقتی در سفرند، کسی هست که اوضاع را رصد می نماید و نگرانی شان را مرتفع. نگهبان اما باید چه شرایطی داشته باشد؟ ضامن معتبر و گواهی عدم سوء پیشینه، مهم ترین شان است. اولویت هم با افرادی است که ساکن تهران باشند، چه قرار باشد شبانه روزی بمانند و چه نه. حقوق ماهانه برای یک نگهبان بین یک میلیون و 100 هزار تومان تا 3 میلیون تومان متفاوت است. البته میانگین چیزی بین یک میلیون و 600 هزار تومان تا 2 میلیون تومان برای یک ماه است. برخی آگهی دهندگان هم متقاضی کار نگهبانی یا سرایداری هستند. یکی شان که با او تماس می گیرم، آقایی 60 ساله و بازنشسته است. اصرار دارد که به سن و سالش نگاه نکنم چون سال ها نگهبان شب بوده و تجربه اش در این کار زیاد است و توقعش هم پایین: هرچه هرکس پیشنهاد نموده، من کمترش را می گیرم. شبانه روز هم هست و روزی سه ساعت خواب در روز برایش بس است.

خانه بپاها یا نگهبان ها، همان کسانی هستند که شب عید برایشان معنای خاصی ندارد و تعطیلات عید هم برایشان اوج کار است. در واقع کارشان از همان وقت هایی که دیگران می خواهند نفسی تازه نمایند و مشغول استراحت شوند، آغاز می گردد. زندگی همه مثل هم نیست دیگر. یاد حرف های عادل می افتم: اینجا بالای شهر است. همه می روند مسافرت خارج. مثل دهات ما نیست که فوقش دو روزه تا مشهد بروند و برگردند.

مریم طالشی/ ایران

منبع: زندگی امروز

به "خانه بپاها شب عید ندارند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خانه بپاها شب عید ندارند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید